شاخص هزینه اشتغال (ECI) یک شاخص اقتصادی است که تغییرات هزینههای نیروی کار را در یک اقتصاد اندازهگیری میکند. این شاخص به ویژه برای «تحلیلگران اقتصادی»، «بانکهای مرکزی» و «سرمایهگذاران» اهمیت دارد، زیرا تغییرات آن میتواند نشانههایی از “تورم و وضعیت بازار کار” را نشان دهد.
به طور مثال، اگر هزینههای نیروی کار به طور چشمگیری افزایش یابد، ممکن است نشاندهنده افزایش فشار تورمی باشد که میتواند بر سیاستهای پولی تأثیر بگذارد.
بر اساس دادههای سال گذشته، در سه ماهه اول سال 2024، شاخص ECI ایالات متحده به میزان [1.1%] افزایش یافته است، که نشاندهنده رشد هزینههای نیروی کار در بخشهای مختلف اقتصاد است. این اطلاعات میتواند بر “تصمیمات فدرال رزرو” در تعیین «نرخ بهره» تأثیر بگذارد.
برای معاملهگران و سرمایهگذاران در بازار فارکس، تغییرات در شاخص eci میتواند سیگنالهای مهمی را برای پیشبینی حرکت ارزها و تصمیمگیریهای اقتصادی فراهم کند. به عنوان مثال، افزایش قابلتوجه در [ECI] ممکن است باعث تقویت ارز ملی به دلیل انتظارات از افزایش نرخ بهره شود.
برای بهرهبرداری از این شاخص، معاملهگران باید به دقت گزارش های ECI را دنبال کرده و آنها را با سایر شاخص های اقتصادی نظیر نرخ بیکاری و شاخص قیمت مصرفکننده (CPI) مقایسه کنند.
این امر میتواند به درک بهتر از جهتگیری اقتصادی کمک کرده و تصمیمات معاملاتی دقیقتری را به همراه داشته باشد.
شاخص هزینه اشتغال (ECI) یک معیار اقتصادی است که تغییرات در هزینههای کارفرمایان برای جبران خدمات کارکنان را اندازهگیری میکند. این شاخص شامل دستمزدها، حقوقها و مزایای کارکنان میشود.
ECI به صورت فصلی توسط دفتر آمار کار ایالات متحده (BLS) منتشر میشود و یکی از مهمترین شاخص ها برای ارزیابی فشارهای تورمی در اقتصاد است.
شاخص هزینه اشتغال در سال 1975 توسط دفتر آمار کار ایالات متحده معرفی شد. هدف اصلی از ایجاد این شاخص، ارائه یک معیار جامعتر برای اندازهگیری تغییرات در هزینههای نیروی کار بود.
قبل از شاخص eci، شاخص های موجود مانند متوسط درآمد ساعتی، تصویر کاملی از هزینههای اشتغال ارائه نمیدادند. ECI این خلأ را پر کرد و به یکی از مهمترین ابزارهای اقتصادی برای سیاستگذاران و تحلیلگران تبدیل شد.
شاخص هزینه اشتغال از چند جهت در اقتصاد اهمیت دارد:
شاخص هزینه اشتغال از دو جزء اصلی تشکیل شده است:
ECI این دو جزء را به طور جداگانه و همچنین به صورت ترکیبی گزارش میکند، که تصویر کاملی از هزینههای کل نیروی کار ارائه میدهد.
محاسبه شاخص هزینه اشتغال فرآیندی پیچیده است که توسط دفتر آمار کار انجام میشود. به طور کلی، این فرآیند شامل مراحل زیر است:
ECI = (∑(P1 * Q0) / ∑(P0 * Q0)) * 100 |
که در آن:
شاخص eci در مقایسه با سایر شاخص های اقتصادی مرتبط با هزینههای نیروی کار، مزایای منحصر به فردی دارد:
شاخص | ویژگیهای اصلی | تفاوت با ECI |
شاخص eci | شامل دستمزدها و مزایا، ثابت نگه داشتن ترکیب مشاغل | معیار جامع هزینههای نیروی کار |
شاخص دستمزد متوسط ساعتی | فقط دستمزدها را در نظر میگیرد | مزایا را شامل نمیشود |
شاخص هزینه واحد نیروی کار | هزینهها را نسبت به بهرهوری اندازهگیری میکند | بهرهوری را در نظر میگیرد |
شاخص قیمت مصرف کننده (CPI) | تغییرات قیمت کالاها و خدمات را اندازهگیری میکند | بر هزینههای مصرفکننده تمرکز دارد، نه هزینههای کارفرما |
رابطه بین ECI و تورم یکی از مهمترین جنبههای این شاخص است. افزایش در ECI میتواند نشاندهنده فشارهای تورمی باشد، زیرا هزینههای بالاتر نیروی کار معمولاً به افزایش قیمت کالاها و خدمات منجر میشود. نمودار زیر رابطه بین ECI و نرخ تورم را نشان میدهد:
همانطور که در نمودار مشاهده میشود، معمولاً افزایش در ECI با افزایش در نرخ تورم همراه است، اگرچه این رابطه همیشه مستقیم و فوری نیست.
بانکهای مرکزی، به ویژه فدرال رزرو ایالات متحده، توجه ویژهای به ECI دارند. افزایش قابل توجه در شاخص eci میتواند نشاندهنده فشارهای تورمی باشد و ممکن است منجر به سیاستهای پولی انقباضی شود.
برعکس، رشد کم یا منفی شاخص eci میتواند نشاندهنده ضعف در بازار کار باشد و بانک مرکزی را به اتخاذ سیاستهای پولی انبساطی ترغیب کند.
متأسفانه، ایران شاخصی دقیقاً مشابه ECI ندارد. با این حال، مرکز آمار ایران و بانک مرکزی شاخص هایی مانند شاخص دستمزد را منتشر میکنند که تا حدودی مشابه شاخص eci عمل میکنند. این شاخصها برای تحلیل وضعیت بازار کار و روندهای دستمزد در ایران مورد استفاده قرار میگیرند.
شاخص هزینه اشتغال (ECI) تغییرات در هزینه ساعتی نیروی کار برای کارفرمایان را در طول زمان اندازهگیری میکند. ECI از یک “سبد” ثابت نیروی کار استفاده میکند تا تغییرات خالص هزینهها را بدون تأثیر حرکت کارکنان بین مشاغل و صنایع نشان دهد.
این شاخص شامل هر دو هزینه دستمزدها و حقوقها و همچنین هزینه مزایا است. همچنین نمودار زیر تغییرات 12 ماهه درصدی در جبران خدمات در صنعت خصوصی و دولتی را نشان میدهد:
صنعت خصوصی (Private Industry):
دولتها (Government):
مقایسه صنعت خصوصی و دولت:
ECI جامعتر است و تغییرات در ترکیب نیروی کار را حذف میکند، در حالی که متوسط درآمد ساعتی میتواند تحت تأثیر تغییرات در ترکیب نیروی کار قرار گیرد.
نه لزوماً، افزایش ECI میتواند نشاندهنده رشد بهرهوری یا تغییرات در عرضه و تقاضای نیروی کار نیز باشد.
شرکتها میتوانند از ECI برای مقایسه سیاستهای جبران خدمات خود با روندهای بازار و پیشبینی هزینههای آینده استفاده کنند.
خیر، ECI عمدتاً در ایالات متحده محاسبه میشود، اما برخی کشورها شاخص های مشابهی دارند.
جمعآوری و تحلیل دادههای مورد نیاز برای ECI زمانبر است و انتشار فصلی دقت بیشتری را تضمین میکند.
ECI هزینههای نیروی کار را اندازهگیری میکند، در حالی که CPI تغییرات قیمت کالاها و خدمات مصرفی را نشان میدهد.