در بازارهای بسیار نقدشونده مثل بازار فارکس، یکی از مفاهیم کلیدی سبکهای [ICT/SMC] برای یافتن نقاط کمریسک ورود، BPR در ترید یا [Balanced Price Range] است؛ ناحیهای که از «همپوشانی دو FVG مخالف» ساخته میشود و اغلب محل «بالانس/واکنش» قیمت است.
بهعنوان مثال واقعی، وقتی [EURUSD] پس از یک جهش سریع یک “FVG صعودی” میسازد و سپس در اصلاح، یک “FVG نزولی” ایجاد میشود، بخش مشترک این دو ناحیه بهصورت «ناحیه BPR» مشخص میشود؛ در بسیاری از پولبک ها قیمت به همین زون برمیگردد، واکنش میدهد و حرکت بعدی را آغاز میکند.
اهمیت این زون در “سال 2026” پررنگتر است؛ چون طبق نظرسنجی سهساله BIS، گردش روزانه «معاملات FX» از 7.5 تریلیون دلار در آوریل 2022 به 9.6 تریلیون دلار در آوریل 2025 رسیده (رشد 28٪) است.

این رشد نقدشوندگی/فعالیت، نیاز به نقاط ورود ساختارمند را بیشتر کرده و [BPR] میتواند برای معاملهگر نقش «زون تصمیمگیری» داشته باشد: همجهت با بایاس تایمفریم بالاتر BPR را علامت بزنید، ورود را فقط بعد از واکنش/تأیید انجام دهید و حدضرر را پشت زون قرار دهید.
در ادامه، دقیقاً میبینید چگونه با یک روش مرحلهای، BPR معتبر را از نمونههای ضعیف جدا کنید و آن را به ستاپهای قابلاجرا در فارکس تبدیل کنید؛ چون گاهی فقط یک «زون همپوشانی» میتواند مرز بین ورود احساسی و ورود حرفهای باشد.
BPR یا Balanced Price Range در سبک های ICT/SMC به ناحیهای گفته میشود که از همپوشانی دو عدم تعادل قیمتی یا همان اف وی جی (FVG) در جهتهای مخالف بهوجود میآید و معمولاً بهعنوان یک زون واکنشی برای پولبک، ادامه حرکت یا برگشت قیمت استفاده میشود.
BPR ناحیهای است که بازار پس از یک حرکت سریع و نامتوازن، بخشی از آن عدمتعادل را با یک حرکت مخالف «متعادل» میکند. از دید عملی، وقتی یک FVG در یک جهت تشکیل میشود و سپس در حرکت برگشتی، FVG مخالف ایجاد میگردد، محدودهای که این دو روی هم میافتند همان BPR است.
معاملهگران ICT/SMC از BPR برای شناسایی زونهای محتمل ورود (در پولبک ها) و تعیین حد ضرر/حد سود منطقی با تکیه بر ساختار و نقدینگی استفاده میکنند.
ناحیه BPR دقیقاً بخش همپوشانی بین دو FVG مخالف است؛ یعنی:
ابتدا یک حرکت تند، یک FVG ایجاد میکند (مثلاً صعودی)؛
سپس حرکت برگشتی/اصلاحی، یک FVG مخالف میسازد (مثلاً نزولی)؛
جایی که محدوده این دو FVG روی هم قرار میگیرد میشود BPR Zone.
این ناحیه معمولاً در دل پولبک ها دیده میشود و وقتی در کانتکست درست قرار بگیرد (همجهت با ساختار، نزدیک نقدینگی، یا در Premium/Discount مناسب)، میتواند محل مناسبی برای واکنش قیمت و طراحی سناریوی معامله باشد.
بی پی آر (bpr) زمانی شکل میگیرد که دو ناحیه عدم تعادل (FVG) در جهتهای مخالف ایجاد شوند و بخش مشترک/همپوشان آنها روی نمودار بهعنوان یک زون واکنشی مشخص شود.

در ICT/SMC ،BPR در اصل Overlap دو FVG مخالف است:
ابتدا بازار با شتاب در یک جهت حرکت میکند و FVG اول را میسازد (مثلاً صعودی)؛
سپس در حرکت برگشتی/اصلاحی، FVG دوم در جهت مخالف شکل میگیرد (مثلاً نزولی)؛
ناحیه مشترک این دو همان BPR Zone است که معمولاً محل «بالانس/واکنش» قیمت محسوب میشود.
نکته کلیدی: BPR زون مستقل نیست؛ اگر همپوشانی واقعی وجود نداشته باشد، احتمالاً با یک FVG یا اصلاح معمولی طرف هستید، نه BPR.
BPR را میتوان بر اساس سناریوی غالب بازار به دو دستهی کاربردی تقسیم کرد. تفاوت اصلی در این است که انتظار دارید قیمت پس از واکنش به زون، به کدام سمت تمایل بیشتری نشان دهد.
در کانتکست صعودی، بیشتر نقش حمایت دارد و معمولاً پس از ایمپالس صعودی و یک اصلاح کوتاه شکل میگیرد؛
واکنشهای رایج: ریجکت سریع، مکث کوتاه داخل زون و ادامه صعود، یا نفوذ کنترلشده (Mitigation) و برگشت رو به بالا؛
بیاعتبار شدن: شکست پرقدرت و تثبیت زیر زون.
در کانتکست نزولی، بیشتر نقش مقاومت دارد و معمولاً پس از ایمپالس نزولی و یک پولبک شکل میگیرد؛
واکنشهای رایج: ریجکت سریع و ادامه ریزش، تجمیع کوتاه و سپس نزول، یا نفوذ کنترلشده و برگشت رو به پایین؛
بیاعتبار شدن: عبور پرقدرت و تثبیت بالای زون (کاهش برتری فروشندگان).
BPR در فارکس یک زون تکنیکال در سبک ict پرایس اکشن است که از همپوشانی دو FVG مخالف بهدست میآید و معاملهگران از آن برای پیدا کردن نواحی محتمل واکنش قیمت (پولبک، ادامه روند یا برگشت) و همچنین طراحی دقیقتر ورود، حدضرر و حدسود استفاده میکنند.

بازار بین عدمتعادل و تعادل حرکت میکند. حرکتهای سریع معمولاً باعث ایجاد FVG میشوند چون بخشی از سفارشها کامل پر نمیشوند. سپس قیمت اغلب برمیگردد تا:
عدمتعادل را میـتیگیت/تکمیل کند؛
نقدینگی لازم را جمعآوری کند؛
و در محدودهای «منصفانهتر» بالانس شود.
BPR از یک FVG ساده مهمتر است چون همزمان اثر دو عدمتعادل مخالف را دارد؛ یعنی آن ناحیه قبلاً هم در جهش و هم در برگشت نقش داشته و بنابراین احتمال واکنش مجدد در برخورد بعدی بیشتر است.
BPR بسته به جایگاهش در ساختار بازار، میتواند دو نقش اصلی بازی کند:
وقتی روند کلی مشخص است، قیمت بعد از ایمپالس پولبک میزند و BPR در جایگاه منطقی برای ورود همجهت قرار دارد.
رفتار معمول: برگشت به BPR → مکث کوتاه → ادامه در جهت روند.
کاربرد: BPR مثل زون پولبک عمل میکند و ورود را کمریسکتر میسازد.
وقتی قیمت به ناحیههای مهم (سقف/کف کلیدی یا نقدینگی) رسیده و ابتدا شکار نقدینگی/شکست فریبنده رخ داده باشد.
رفتار معمول: ورود به BPR → ریجکت قوی → تغییر ریتم و حرکت خلاف جهت.
کاربرد: اینجا BPR یک زون تصمیمگیری است؛ ورود بهتر است فقط با تأیید رفتاری (مثل BOS/CHOCH تایم پایینتر یا کندل برگشتی) انجام شود.
آموزش شناسایی BPR روی چارت (گامبهگام): برای پیدا کردن BPR کافی است ابتدا دو FVG مخالف را روی نمودار مشخص کنید و سپس محدوده همپوشانی آنها را بهعنوان BPR Zone علامتگذاری و با چند فیلتر ساده اعتبارسنجی کنید.

قبل از اینکه سراغ BPR بروید، باید این سه مورد را روی چارت شفاف کنید؛ چون BPR بدون «کانتکست» فقط یک زون است و نه سیگنال:
تشخیص FVG (عدمتعادل)
FVG معمولاً در حرکتهای تند شکل میگیرد؛ جایی که قیمت بدون مکث از یک محدوده عبور کرده است؛
باید بتوانید FVG را در تایمفریم منتخب خود (مثلاً 15M، 1H، 4H) مشخص کنید و بدانید از چه کندلهایی مرزهای آن استخراج میشود.
جهت حرکت (Bias)
مشخص کنید بازار در تایم بالاتر (مثلاً 1H/4H) بیشتر تمایل به صعود دارد یا نزول؛
اگر جهت غالب را ندانید، BPR را ممکن است برعکس تفسیر کنید (ورود خرید در جایی که عملاً زون فروش است).
جایگاه قیمت
قیمت الآن کجای ساختار قرار دارد؟ نزدیک سقف/کف مهم است یا وسط رنج؟
آیا قیمت به ناحیههای مهم نقدینگی نزدیک است؟
جایگاه قیمت تعیین میکند BPR بیشتر «پولبک ادامهروند» است یا «زون برگشتی».
ناحیهای در ICT/SMC که از همپوشانی دو FVG مخالف ساخته میشود و معمولاً محل واکنش قیمت است.
بخش مشترک دو FVG مخالف؛ همان محدودهای که دو عدمتعادل روی هم میافتند.
FVG یک عدمتعادل است؛ BPR نتیجه همپوشانی دو FVG مخالف و یک زون واکنشی دقیقتر است.
صعودی بیشتر نقش حمایتی در کانتکست صعودی دارد؛ نزولی بیشتر نقش مقاومتی در کانتکست نزولی.
بهتر است نه، BPR باید با بایاس تایمفریم بالاتر، ساختار و نقدینگی فیلتر شود.
ضروری نیست؛ اندیکاتور برای اسکن سریع مفید است اما تصمیم نهایی باید با بررسی دستی و کانتکست انجام شود.