در “بازار فارکس“، پاسخ به این پرسش که کسری بودجه چیست اهمیت زیادی دارد؛ زیرا فاصله میان درآمدهای پایدار دولت و مخارج آن میتواند از مسیر تورم، نرخ بهره و ارزش پول ملی بر رفتار بازارهای مالی اثر بگذارد.
در بررسی لایحه بودجه [1405]، کسری تراز عملیاتی حدود 615 همت و تراز سرمایهای حدود منفی 325 همت برآورد شد؛ یعنی مجموع این دو ناترازی به حدود 940 همت، معادل نزدیک به [18%] منابع و مصارف عمومی لایحه میرسید. البته این ارقام مربوط به لایحه اولیهاند و نباید با کسری قطعی و تحققیافته سال اشتباه گرفته شوند.
شناخت «کسری بودجه 1405» فقط برای اقتصاددانان مهم نیست؛ معاملهگرانی که “تورم، تغییرات نرخ ارز و روند قیمت طلا” را دنبال میکنند نیز باید بدانند دلیل کسری بودجه چیست و دولت آن را چگونه تأمین میکند.
تفاوت میان «انواع کسری بودجه» و درک «سیاست کسری بودجه» کمک میکند بهتر تشخیص دهیم افزایش بدهی، انتشار اوراق یا تأمین پولی کسری چه پیامدی برای اقتصاد و بازارهای مالی خواهد داشت.
در ادامه، علاوه بر بررسی اینکه کسری بودجه ایران چقدر است، مهمترین آثار آن بر تورم، ارز و فارکس را تحلیل میکنیم.
بودجه دولت از منابع و مصارف تشکیل میشود. دولت از محل مالیات، درآمدهای گمرکی، درآمدهای حاصل از داراییها، فروش نفت و سایر منابع درآمد کسب میکند و در مقابل برای حقوق کارکنان، یارانهها، خدمات عمومی، طرحهای عمرانی و سایر تعهدات هزینه دارد. اگر هزینهها بیش از درآمدهای قابل اتکا باشد، کسری ایجاد میشود.
فرمول ساده آن چنین است:
کسری بودجه = کل مخارج دولت – کل درآمدهای دولت
برای مثال، اگر دولت ۵ هزار همت هزینه داشته باشد اما فقط ۴ هزار و ۴۰۰ همت درآمد قابل تحقق کسب کند، فاصله ۶۰۰ همتی میان این دو بخش بهعنوان کسری یا ناترازی بودجه مطرح میشود. در بودجه دولتی، نوع درآمد و هزینه نیز اهمیت زیادی دارد.
تراز عملیاتی از مقایسه درآمدهای جاری و هزینههای جاری به دست میآید. اگر مالیاتها و سایر درآمدهای پایدار نتوانند هزینههایی مانند حقوق، مستمری و مخارج روزمره دولت را پوشش دهند، تراز عملیاتی منفی میشود.
این شاخص نشان میدهد دولت تا چه اندازه برای پرداخت هزینههای جاری به فروش دارایی، نفت (نماد نفت در فارکس)، انتشار اوراق یا منابع مالی دیگر وابسته است. بنابراین ممکن است بودجه روی کاغذ متوازن باشد، اما همچنان کسری عملیاتی قابل توجهی داشته باشد.
این مفهوم را میتوان بر اساس منشأ و ماهیت ناترازی به چند گروه تقسیم کرد. دستهبندیهای اقتصادی رایج، کسریهای عملیاتی، اولیه، ساختاری، چرخهای و موقت را از یکدیگر تفکیک میکنند.
| نوع کسری | تعریف کوتاه | پیام اصلی |
|---|---|---|
| کسری عملیاتی | هزینههای جاری بیشتر از درآمدهای جاری است | ضعف درآمدهای پایدار |
| کسری اولیه | مخارج بدون هزینه بهره بدهی از درآمدها بیشتر است | وضعیت مالی پیش از هزینه بدهی |
| کسری ساختاری | حتی در شرایط عادی اقتصاد ادامه دارد | نیازمند اصلاحات بلندمدت |
| کسری چرخهای | در اثر رکود و کاهش درآمد مالیاتی ایجاد میشود | با چرخه اقتصاد تغییر میکند |
| کسری موقت | ناشی از شوک یا عدم تحقق کوتاهمدت منابع است | امکان رفع در دوره کوتاهتر |
کسری ساختاری معمولاً نگرانکنندهتر از کسری موقت است؛ زیرا حتی با بهبود شرایط اقتصادی نیز از بین نمیرود. وابستگی مستمر مخارج جاری به منابع ناپایدار، تعهدات بلندمدت بدون پشتوانه و ضعف درآمدهای پایدار میتوانند چنین وضعیتی ایجاد کنند.

برای پاسخ به سؤال دلیل کسری بودجه چیست باید هم سمت درآمدهای دولت و هم سمت مخارج را بررسی کرد. کاهش درآمد مالیاتی، رکود اقتصادی، افزایش مخارج دولت و افت درآمدهای نفتی از عوامل شناختهشده ایجاد کسری هستند.
مهمترین دلایل عبارتاند از:
در اقتصاد ایران، نوسان درآمدهای نفتی و ارزی در کنار سطح بالای هزینههای جاری باعث میشود میزان تحقق منابع بودجه اهمیت ویژهای پیدا کند. تورم نیز میتواند از یک طرف مخارج دولت را افزایش دهد و از طرف دیگر ارزش واقعی درآمدهایی را که با تأخیر وصول میشوند کاهش دهد.

این اصطلاح معمولاً زمانی به کار میرود که دولت آگاهانه مخارج خود را افزایش یا مالیاتها را کاهش دهد و در نتیجه کسری بیشتری ایجاد کند. چنین سیاستی میتواند بخشی از سیاست پولی و مالی انبساطی باشد و در دوره رکود برای تقویت تقاضا و فعالیت اقتصادی به کار رود.
بنابراین هر کسری بودجهای لزوماً نشانه مدیریت ضعیف نیست؛ هدف و نحوه تأمین مالی آن اهمیت دارد.
اگر کسری برای مدت طولانی ادامه پیدا کند و بخش عمده آن صرف هزینههای جاری شود، نیاز دولت به استقراض افزایش مییابد. اگر تأمین این کسری به رشد پایه پولی یا فشار بر شبکه بانکی منجر شود، ریسک افزایش تورم، کاهش ارزش پول و محدود شدن منابع مالی بخش خصوصی بیشتر خواهد شد.
پاسخ دقیق به سؤال کسری بودجه ایران چقدر است به تعریفی که از کسری استفاده میشود بستگی دارد.
در بررسی لایحه بودجه ۱۴۰۵، برآورد منتشرشده بر مبنای گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، کسری تراز عملیاتی را حدود ۶۱۵ همت و تراز سرمایهای را حدود منفی ۳۲۵ همت نشان میداد.
مجموع این دو ناترازی در لایحه اولیه به حدود ۹۴۰ همت میرسید که تقریباً معادل ۱۸ درصد منابع و مصارف عمومی لایحه بودجه بود.

با این حال، عدد ۹۴۰ همت را نباید بهعنوان «کسری قطعی و تحققیافته سال ۱۴۰۵» معرفی کرد. لایحه بودجه در مجلس تغییر کرد و گزارشهای بعدی نیز از افزایش منابع و مصارف نسبت به لایحه اولیه خبر دادند. قانون بودجه ۱۴۰۵ نیز پس از تصویب، در فروردین ۱۴۰۵ ابلاغ شد.
تا زمان نگارش این محتوا در مرداد ۱۴۰۵، سال مالی هنوز به پایان نرسیده است؛ بنابراین رقم قطعی کسری تحققیافته به میزان واقعی وصول مالیاتها، درآمد نفتی، انتشار اوراق و سطح واقعی مخارج بستگی دارد.
علت اصلی، تفاوت در روش محاسبه است. برخی گزارشها فقط کسری تراز عملیاتی را اعلام میکنند، برخی تراز سرمایهای را نیز اضافه میکنند و برخی برآوردها عدم تحقق احتمالی منابع یا تعهدات دیگر را هم محاسبه میکنند. به همین دلیل ارقامی مانند ۶۱۵، ۹۴۰ یا برآوردهای بالاتر الزاماً یک شاخص یکسان را اندازهگیری نمیکنند.
هنگام مقایسه آمارها باید مشخص شود عدد موردنظر مربوط به لایحه بودجه، قانون مصوب یا عملکرد واقعی دولت است.
دولت برای جبران کسری بودجه از روشهایی مانند افزایش درآمدهای مالیاتی، انتشار اوراق بدهی، کاهش یا اصلاح هزینهها، فروش داراییها و در برخی شرایط استفاده از منابع بانکی و پولی کمک میگیرد که هرکدام پیامد متفاوتی برای تورم، نرخ بهره و بازارهای مالی دارند.

دولت میتواند با انتشار اوراق، منابع موردنیاز خود را از سرمایهگذاران دریافت کند. این روش نسبت به تأمین پولی کسری، اثر تورمی مستقیم کمتری دارد؛ اما افزایش بدهی، هزینه پرداخت سود در سالهای بعد را بیشتر میکند و ممکن است بر نرخهای سود بازار اثر بگذارد.
گسترش پایه مالیاتی، مقابله با فرار مالیاتی و کاهش معافیتهای غیرضروری میتواند درآمد پایدار دولت را بیشتر کند. در مقابل، افزایش شدید فشار مالیاتی در شرایط رکودی میتواند هزینه فعالیت کسبوکارها را افزایش دهد.
کنترل رشد مخارج جاری، کاهش هزینههای کماولویت و اصلاح یارانههای ناکارآمد از راههای پایدارتر کاهش کسری هستند. چالش اصلی این روش، دشواری اجرای اصلاحات هزینهای و پیامدهای اجتماعی آن است.
استقراض مستقیم یا غیرمستقیم از بانک مرکزی و شبکه بانکی میتواند زمینه رشد پایه پولی و نقدینگی را فراهم کند. در اقتصادی که از قبل با تورم بالا مواجه است، پولیشدن کسری بودجه میتواند چرخه تورم و ناترازی مالی را تشدید کند.
برای معاملهگران بازارهای مالی، فقط اندازه کسری اهمیت ندارد؛ روش تأمین کسری بودجه نیز باید بررسی شود.
اگر کسری از مسیری تأمین شود که حجم پول و نقدینگی را افزایش دهد، فشار تورمی بیشتر میشود. رشد تورم و انتظارات تورمی نیز میتواند قدرت خرید پول ملی را کاهش دهد و تقاضا برای ارز یا داراییهای جایگزین را افزایش دهد.
انتشار گسترده اوراق برای جبران کسری میتواند نیاز دولت به منابع مالی را افزایش دهد و بر بازده اوراق و هزینه تأمین مالی اثر بگذارد. این مسئله بر جذابیت سایر داراییها و جریان نقدینگی میان بازارها نیز مؤثر است.
در تحلیل بنیادی بازار فارکس، وضعیت مالی دولت در کنار تورم، نرخ بهره، رشد اقتصادی و سیاست بانک مرکزی بررسی میشود. کسری بالا بهتنهایی به معنای تضعیف قطعی یک ارز نیست؛ نحوه تأمین کسری و واکنش بانک مرکزی تعیینکنندهتر است.
اگر کسری بودجه به سیاست پولی انبساطی، تورم بالاتر و کاهش اعتماد به پایداری مالی منجر شود، فشار نزولی بر ارز میتواند افزایش یابد. از طرف دیگر، افزایش ریسک تورمی و نااطمینانی اقتصادی میتواند تقاضا برای داراییهایی مانند طلا را نیز تقویت کند.
یک معاملهگر یا تحلیلگر نباید تنها عدد کسری بودجه را ببیند. بهتر است این متغیرها همزمان بررسی شوند:
ترکیب این دادهها تصویر دقیقتری از میزان فشار بودجه بر اقتصاد و بازارهای مالی ارائه میدهد.
کسری بودجه زمانی شکل میگیرد که منابع پایدار دولت برای پوشش مخارج آن کافی نباشد. با این حال، شدت اثر کسری بر اقتصاد به نوع ناترازی و روش تأمین مالی آن بستگی دارد.
کسری موقت ناشی از رکود با کسری ساختاری و مزمن یکسان نیست و انتشار اوراق نیز الزاماً همان پیامد تأمین پولی کسری را ندارد.
درباره کسری بودجه ۱۴۰۵ نیز باید میان برآورد لایحه و عملکرد واقعی تفاوت قائل شد. برآورد اولیه، کسری عملیاتی حدود ۶۱۵ همت و ناترازی گستردهتر حدود ۹۴۰ همت را نشان میداد، اما این ارقام مربوط به بررسی لایحه هستند و نباید بدون توضیح بهعنوان کسری نهایی سال معرفی شوند.
برای فعالان بازارهای مالی، دنبال کردن کسری بودجه در کنار تورم، نرخ ارز، نرخ بهره، سیاست پولی، طلا و بازار فارکس میتواند تصویر دقیقتری از ریسکهای کلان اقتصادی و جهت احتمالی جریان سرمایه ارائه دهد.
کسری بودجه زمانی ایجاد میشود که مخارج دولت از درآمدها یا منابع پایدار آن بیشتر باشد و دولت برای پوشش این فاصله به منابع مالی دیگری نیاز پیدا کند.
از مهمترین انواع میتوان به کسری عملیاتی، کسری اولیه، کسری ساختاری، کسری چرخهای و کسری موقت اشاره کرد. هرکدام علت و پیامد اقتصادی متفاوتی دارند.
کاهش درآمدهای مالیاتی یا نفتی، رشد هزینههای جاری، رکود اقتصادی، بحرانهای پیشبینینشده، افزایش بدهی و برآورد غیرواقعی درآمدها از دلایل مهم کسری بودجه هستند.
در بررسی لایحه اولیه بودجه ۱۴۰۵، کسری عملیاتی حدود ۶۱۵ همت و مجموع ناترازی عملیاتی و سرمایهای حدود ۹۴۰ همت برآورد شده بود. این ارقام با کسری نهایی تحققیافته سال تفاوت دارند.
همیشه بهصورت مستقیم خیر، اثر تورمی تا حد زیادی به روش تأمین کسری بستگی دارد. اگر کسری از منابع پولی و بانکی تأمین شود، احتمال افزایش نقدینگی و تورم بیشتر خواهد شد.
اگر کسری بودجه به تورم، افزایش نقدینگی و کاهش اعتماد به ثبات مالی منجر شود، میتواند فشار بیشتری بر ارزش پول ملی ایجاد کند. با این حال نرخ ارز تحت تأثیر متغیرهای متعدد دیگری نیز قرار دارد.